فرهنگ بومی سمنان

 

فرسايش گويش سمناني - سورخَه  ولين ياديگار - محمد حسن جواهری

مي رويم تا شايد فرهنگ گويشي خويش را كه ميراث زبانهاي پارتي باستان, دري و پهلوي و يادگار گذشته هاي دور است, از دست خوش فرهنگهاي گوناگون رهايي دهيم و از فرسايش بيش از پيش آن تا اندازه توانايي خود جلوگيري كنيم, البته بدون ديد قوم پرستي و گويش دوستي.

نسلي كه در دوران انقلاب حدود سي, چهل سالگي را مي گذراند تا حدودي در جريان مفاهيم دقيق لغات گويش سمناني كه مرادف فارسي ندارد قرار داشته و همين نسل مرگ اين گويش و سايش بي امانش را نظاره گر است.

بعنوان مثال: واژه ( ليري) را از دست داده و به جاي آن ( جيغ) را برگزيده , حال آنكه معنايش سطري را اشغال مي كند كه نزديكترين معني به آن فريادي پياپي توام با غرشهايي است كه حريف را از ميدان بدر كند) و يا كلمه ( كَفلِمَه) كه نزديكترين معنا به آن ( حيف و ميل كردن چيزي با زرنگي و رندي خاص) است را به فراموشي سپرده و حرام كردن را بجاي آن برگزيده و يا كلماتي چون( سِتِل, طِبابَه, اَرخِئين) را به كلي فراموش كرده است. براي روشنگري بيشتر به واژگان زير دقت كنيد:

واژه ( جِنيكا) كه به زن يا زنيكه اطلاق ميشود در قطعه اي كردي به زبان پهلوي كه در سليمانيه كشف شده, بصورت ( كِنيكا) آمده است. يا كلمه ( واژه) كه ( واج و واجه) هم گفته ميشود ريشه در ( واتَه واجَه) سمناني دادرد كه به معناي گفتگو و سر و كله زدن است و يا واژه ( مَرتومي) كه به معناي مردم است ريشه در كلمه ( مَرتومان) در شعر درخت آسوريك دارد. و يا واژه (وِروِنييَه) كه در كتاب سبك شناسي به شقاوت معنا شده با كلمه (وِروِند) سمناني كه به معناي برانداختن است چقدر تشابه املائي, لفظي و معنايي دارد.

اگر در كتب مانوي, پهلوي, اوستايي و ... تعمق كنيم متوجه ميشويم كه لغات آن كتب از نظر آوايي و اجزاي موسيقي با لغات گويش سمناني نزديك هستند. لغت ( اِپاژييه) به معناي ( مهر, عود به زبان پهلوي) با كلمه ( واپاژيون) كه مصدر متلاشي شدن است با تمام مشتقاتش چقدر هم آوا و هم نت است. يا كلماتي چون ( دروندييه, دروند)( بمعني ديو خوئي, ديو خو به زبان پهلوي) با كلمات ( درود, سَرورد, وروند, ورود) به معناي( جوشي كردن, ظلم به كسي كردن, برانداختن, شيئي رت به زحمت كندن به زبان سمناني) هم آوا و هم نت است. يا كلمه ( مَرويژك) به زبان پهلوي كه به معناي مرغ آمده, در گويش سمناني با كلمه ( مرگوژا) به معناي گنجشك هم آوا و هم تلفظ است.يا بطور كلي كلماتي از گويش سمناني با زبان پهلوي مشابه است مثل ( كوتِر) به معناي كبوتر( وَس) به معناي بس (زِفان) كه با تحولي (زِفون) به معناي زبان( ا’شتر) به معناي شتر (تيژ) بمعناي تيز(دِواج) به معنای لحاف یا بعضی کلمات اوستایی با کلمات گویش سمنانی یکی است مانند(واج, واجَه) به معنای کلمه, که در گويش سمنانی با ترکيباتی چون(سَرَه واجَه, واتَ واجَه) بکار می رود. يا کلمه (دَسَه) به معنای ده در اوستا با کلمه (دَس) به معنای ده در گويش سمنانی.

فکر می کنم برآيند لغات فوق برای اثبات ريشه دار بودن گويش سمنانی کافی باشد. با کمی دقت مشخص می شود که گويش سمنانی نفس های آخر خود را می کشد و در حال انقراض است

اشعار محلی سمنانی

يادگار گل سرخ (سورخَه ولين ياديگار)، محمد حسن جواهري

دِل دِرينديون
آروپي خورَه دِل درينين فِتنِه پي ديگر
راستي يه گيرين اي پِر جِنه اينه پي ديگر
بخل و حسودي دومَه دَمي بابوئي اِندين
خوش تون كِرين و بائين و بي كينه بَخِندين
با نَرمَه ريونكين ها رنين پاك پني كينِه
هَرتا كونِه و تابِره و دلووي سينِه
شومي ژو جارَق رَ ق هي چينين, اينِه پينندين
صه كش كوزكي تَرتيزِكَه سوزَه وِرِندين
چوندي دو چنيين تائي و رَف, چوندي گا لاري
زَندَه واكِرين دِل با سوزِه يادي بوهاري

رُفتن خانه دل
خوب است كه از امروز دل را از فتنه ها پاك كنيم
و درستي و راستي را كمي از آئينه بياموزيم
دامهاي عنكبوتي بخل و حسودي را به آتش بكشيم
لباس نو بپوشيم و بگوييم و با هم بي كينه بخنديم
با جاروي نرم كوچك غبار كينه را بروبيم
از هر روزنه و سوراخ سمبه هاي سينه
و به جاي آنها شمعو آئينه رديف رديف بچينيم
 وبر صد كوزه كوچك شاهي سبز كنيم
چند تا را تاقچه بگذاريم و رف و چند تا را در ايوان
و با اين كار ياد بهار را در دلهامان زنده كنيم

فَقيرون وَرَه
وَرَه كو مِه پو وِه
خِراب مِبين كلوم اووه
فَقيري هَمَه عِزا مِرَن
صَغيري هَمَه بِلا مِرَن
جوج موكوئن دَنين كيبَه
دي مِكِرَن جولي نييَه
ژون وِنييَه كِنجِج شيشَه
چوندِر مِبو سورخَه ريشَه

هومسيه بيارَن ديزي كي
وارزَن كِلِندِن پَلي كي
گولنار آتِش كور سيَه كِرين
چِسكي فَطيري بَخورين
ژو اون طَرِف مرغونِكي
لقمَه دو پاشين نِمِكَه
بي بي يَه با يِه آستونِكه
چِقِد خورَه اِنجيلتِه
با اي جيفَم شيكِلتِه
شِريني و لَتِه لَتِه
تازه و قَندِك بوكو آتِه

پِه با بيا اي دور مينَه
مِچون دَگيرَن كور سينه
او تِلَوِنچِش اِن وَرين
پِه با بَشين توند هارينين
او اَلون مِه دَرزي لووين
كاسَه بيار تَيي اِندين
بَشَه زِمِستون وي بَبا
وِرِه بَبِر ديگِر نيا

برف فقرا
برف كه تكه تكه مي بارد
خانه هاي فقرا خراب ميشود
فقيران ناراحت ميشوند
و يتيمان خردسال نيز
به كنج خانه ها كز ميكنند
و كهنه هاي كثيف را آتش مي زنند
دماغشان از سرما سرخ ميشود
همچون ريشه چغندر

همسايه ها ديزي بياورند
و در تنور كنار حليم بگذارند
گل آتش را در كرسي بريزيم
و توتك روغني بخوريم
سيب زميني كنار آتش بگذاريم
و در كنارش دوتا تخم مرغ
كمي نمك به لقمه بزنيم
و مادربزرگ قصه بگويد
انجير خشك چقدر خوشمزه است
با يك جيب برگه
شيرين و تازه تازه
و قندك زده

برخيز آنقدر ياوه نباف
اگر اينرا داشتيم خوب بود
برخيز هيزم بياور
كه آتش كنيم, سردم ميشود
برفها آب به زير انداخته اند
برخيز زود پارويشان كنيم
كه آب از سوراخ سقف مي ريزد
كاسه اي بياور زير بگذاريم
زمستان برو كه برنگردي
برف را ببر, ديگر نيا

باز هم چند شعر سمنانی
هر گوشه‌اي نِيا كَه وَ هَر دَخمه‌اي بَشه
مِبِني هَزار دَرَن كو هَراي پي وِيتَري
اي گر گي يَت نِيا كه مِرگارِ دِ نِه چشي
تَه سر مِگِش كو بو سِنِه با كونَه خنجِري
هر گوشه‌اي بروي و بهر دخمه‌اي كه بنگري
مي‌بيني هزار زيباروي هستند كه هريك بهتر از ديگري
يكي را اگر خواستي تماشا كني, غضب آلوده نگاهت مي‌كند
سرت را مي خواهد با كهنه خنجري از تن جدا كند

چند ضرب‌المثل سمنانی

ا‍ِسبِه وِفا, ويشتِري ميردونه.
وفاي سگ, بيشتر از وفاي مردان است.

اَفتووينَه ما يه تو هي شي تا،ا، وِري يون.
به آفتاب ميگويد تو غروب كردي كه من در آيم.

اَكو حَموم دَبيچون هِلاكون, تو كو هيزم دَبيچي, چه مستِه!!...
منكه حمام بوده‌ام از خستگي هلاكم، تو كه به هيزم كشي بوده‌اي چه مستي!!

اِن ايمام زاده, كور مِكِره، شفا منادِه.
اين امام زاده, كور مي كند, شفا نميدهد.

پيرَه جِنيكا بيِه مي چي, بيوه جنيكن پي ”شي“ قرض ها گيره.
پيرزن آمد, از بيوه زن شوهر قرض كند.


E-mail this URL

 

Index   Music News   Musical Moon  Entezar   Saraab   Geryeh Nakon   Sharghi   Tangerine Dream   Time & Motion   Broon's Bane   Red Barchetta   Bios> Cranberries   RUSH   Pink Floyd   *NSYNC   Film Report   Gallery  The color of Paradise   We Were Soldiers   Design Review   XSEER Fakes   Up from the Ashes   Fashion & Style   Showcase   Science & Tecnology   STS-107 Memorial   Astro-nots!   Arts & Literature   Iran Media   Iran Connect   Folkloric   A&L Poetry 1 2 3 4 5 6   Iranian Weblogs   Iranian Websites   SR   SH   FZ   MT1   Mehrava   OCT   SEP   AUG   JUL   JUN   MAY   APR   MAR   FEB   JAN   DEC   NOV   OCT